رضا زدوار، عضو شورای عالی خوشنویسی ایران، و بنیانگذار خط شیدا در یادداشتی نوشت: خط خوش نشان دهنده روان یک دست انسان است. روی اعصاب آدمی هم تاثیر دارد. حتی برخی از روانشانسان تاکید میکنند که افراد مبتلا به مشکلات روحی به خطاطی روی بیاورند چون موجب تمرکز بیشتر میشود. من حتی یک بار با تمرکز کردن بدون اینکه دندان من با سوزن سر کننده بیحس شود آن را عصبکشی کردم. همچنین خط خوش داشتن موجب اعتماد به نفس میشود و جذبه بیشتری برای نویسنده میآورد. خوشنویسان اهل ادب و ساکت هستند. پرخاشگری ندارند. متانت دارند و خودپرست نیستند.
انگیزه ابداع خط شیدا از سال ۱۳۷۵ آغاز شد و روی این موضوع از طریق برش خط، زاویه قلمرانی خط، حروف الفبای خط، شان و نزول طراحی حروف متمرکز شدم. از سال ۱۳۸۰ به بعد سعی داشتم که روی آموزش آن کار کردم تا متوجه ایرادهای این خط شوم. سال ۱۳۸۳ یک نمایشگاه انفردای خط شیدا برگزار کردم. برای اینکه ثبت ملی شود یک تیم تشکیل دادم و تمام اسناد را به ثبت اسناد کشور بردم و در سال ۱۳۸۴ ثبت اسناد ملی شد. نکته حائز اهمیت اینکه تاکنون و در طول تاریخ هیچ خطی از نستعلیق گرفته تا معلا، سفیر، کرشمه و... در اسناد ملی کشور ثبت نشدهاند.
در اصل مبتکرین این خطها به سراغ این کار نرفتند. اما یکی از دلایلی که باعث شد که به لحاظ تبلیغاتی و رسانهای به آن نپردازم تمرکز من روی خط نستعلیق بود. چون در انجمن خوشنویسان ایران وقتی یک خط ابداعی داری پرونده تو را در زمینه دیگر خط ها میبندند. مثلا استاد «حمید عجمی» که در خط نستعلیق بسیار شناخته شده است چون «خط معلا» را ابداع کرده الان همه او را به اسم استاد خط معلا میشناسند در حالیکه در خط نستعلیق هم شاخص است.
من در آن زمان تمایل نداشتم که به واسطه خط شیدا تلاشهایم در زمینه خط نستعیلق ناتمام بماند. اما اخیرا رویکردها به خطوط ابداعی و خوشنویسی نوین تغییر کرده است. به همین خاطر تصمیم دارم بار دیگر روی معرفی خط شیدا کار کنم تا به نسل جدید بیشتر معرفی شود. در طی سالهای اخیر در زمینه نوآوری در شکل و فرم سیاه مشقها تلاش قابل توجهای کردم. در همین زمینه من زیباییشناسی علمی را وارد سیاه مشق کردم و یک پایاننامه در زمینه سیاه مشق داشتم. در خصوص سیاه مشق چندین مقاله نوشتم و بارها در مجامع مختلف درباره سیاه مشق یا کارگاه برگزار کردم و یا سخنرانی داشتم.
اما در سالهای اخیر در مدارس به ساعات ورزش و هنر بیمهری شده است. چون عمق وجودی زنگ کلاس هنر و ورزش درک نشده است. خیلی مهم است که خوشنویسی توسط چه فردی تدریس میشود. اگر تمایل داشته باشیم که هنر در مدارس جا بیفتد به نوع تدریس هم ربط دارد. آموزش و پرورش باید برای معلمها شیوههای ترغیبی و برای دانش آموزان شیوههای انگیزشی ایجاد کند.
600 سال پیش «هروی» خوشنویس و شاعر دیار خراسان بزرگ سروده است: «پنج چیز است که تا جمع نگردد با هم/ هست خطاط شدن پیشِ خرد امر محال/ دقتِ طبع و وقوفی ز خط و خوبی دست / «طاقت محنت و اسباب کتابت به کمال» و یا در شعر دیگری گفته است: «عمری از مشق دو تا بود قدم همچون چنگ/ تا که خط من درویش بدین قانون شد/ طالب من همه شاهان جهانند ولی/ چون گدایان جگر از بهر معیشت خون شد/ سوخت از غصه درونم چه کنم چون سازم/ که مرا نیست از این شهر ره بیرون شد/ این بلا بر سرم از حسن خط آمد امروز/ «وه که خط سلسله پای من مجنون شد» و «سلطانعلی مشهدی» که معتقد بود خط خوب از هنرهای بینظیر است درباره خوشنویسی شعر گفته است: «با تو ذکر قلمتراش کنم/حرفهای نهفته فاش کنم/ تیـغ او نـَه دراز و نـَه کوتاه/ تُنُک و پهن نیست خاطر خواه/ تا کـه در خانهی قلم گردد/ و آن قلم قـابل رقـم گردد». تمام عرضم این است که خوشنویسی در شعر بسیاری از شاعران مورد توجه قرار گرفته است.
برخی فکر میکنند چون خوشنویسی یک قدمت ۱۵۰۰ ساله دارد پس باید به آن نگاه ژنتیکی و ارثی داشته باشند و قرار نیست اگر شخصی از دست خط بدی برخوردار است خوش خط شود. برخی هم فکر میکنند اگر شخص یا خانوادهای ذاتا خوش خط هستند پس قرار نیست بقیه خوش خط باشند. در حالی که خط اکتسابی است. من شخصا در نوجوانی دست خط بدی داشتم. با تمرین ۱۶ ساعت در روز و مطالعه و کوشش فراوان به خطاط مطرحی تبدیل شدم.
انتهای پیام/
نظر شما